تاثیرات مطلوب موسیــقی بر تحــول شخصــیت آدمــی

موسیقی,پیدایش,امکان تحول بخشی

موسیقی برای شنیدن ساخته می شود و بدین سبب کاملا طبیعی است که نقش شنونده در خلق موسیقی و ارتباطی که با آن برقرار می کند، نقش کاملا موثری باشد. موسیقی خصوصا در جوامع غیر صنعتی، تنها یک وسیله ساده تفریحی، یک منبع ارضای روحی یا یک هنر رایج نیست، بلکه با اعمال و رفتار و روزمره افراد جامعه نیز بستگی نزدیک دارد.

آواز خواندن هنگام انجام فعالیت های سنگین و کار روزانه موجب می شود که فرد یکنواختی کار و سختی آن را به فراموشی سپرده و با انرژی  و هماهنگی بیشتری کار کند.آواز ها ضمن تنوع و سرگرمی بخشیدن به زمان استراحت، موجب فراهم ساختن اوقات خوش و نشاط و دور ساختن خمودگی و دلمردگی می گردند.این کارکردهای موسیقی مربوط به زمان حاضر نبوده و از گذشته های دور و آغاز تمدن بشری مثمر ثمر بوده اند. بطوری که برای مثال بهره گیری از موسیقی و خواندن آوازهای ویژه برای دفع نیروهای پلید و شیطانی و بیماری ها از بدن شخص که طی مراسم آیینی انجام می گرفت و در تمدن های بدوی و فرهنگ های سنتی در اقصی نقاط دنیا و در برخی مناطق ایران نیز رواج داشت، امروز نیز با اثبات این نظریه که گوش دادن به موسیقی های آرامبخش توجه بیمار را از تمرکز بر درد در عضو بیمار کاهش می دهد و منجر به درمان و طی شدن آسانتر دوره ی نقاهت بیماری می گردد، در مراکز درمانی و بیمارستان ها مورد استفاده قرار می گیرد.

از دیگر نظریه ها درخصوص پیدایش موسیقی نظریه ای است که ریشه هنر موسیقی را در تقلید از طبیعت و آواهای موجود در آن چون آوای پرندگان، صدای باد و نهرها و ریزش باران و... و ریتم موجود در آنها میداند.

دالامبر[1](1783-1717) با این نظریه که منشاء هنرها را تقلید طبیعت می داند مخالفت کرده و آن را حاصل فعالیت فنی انسان دانست. وی درمورد موسیقی می نویسد :«فکر پدید آوردن یک وزن یا ضرب، نه از نغمه های پرندگان بلکه از صدای پتک که با آهنگی پی در پی و منظم بوسیله کارگران کوبیده می شود منشا گرفته است.(باستید،1374) این نظریه نقش خلاقیت و لذت در هنر را نادیده انگاشته و موسیقی را ضرباهنگی می داند که حرکت اندام ها را منظم و انجام فعالیت های  انسانی را تسهیل می کند و از آنجا که  انسان ابتدایی جمعی زندگی می کند، موسیقی و ترانه از این اشتراکی کردن تلاش ها پدید می آیند و در واقع این ریتم و ضرباهنگ برای هم آهنگ ساختن عمل گروهی لازم و ضروری است.

فرم ریتمیک به واقع فرآورده ای انسانی است که ذهن به آن جهت و هدف می دهد، این هدف را در موسیقی تشخیص می دهیم چرا که برای بیان این هدف ساخته می شود .موسیقی همچون دیگر هنرها محصول اندیشه و عمل آدمی است که به شدت با شخصیت و منش هنرمندان گره خورده و به عبارتی بصورت محصولی متاثر از شخصیت و خلق و خوی هنرمند ارائه می شود.(عاطفی،1376)

نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلول های عصبی، احساس و انگیزه ای را تقویت، تضعیف و یا منتقل می سازند.جنبه موسیقیایی زبان نیز صرفا برای زیبایی و لذت بخشی زبان نیست بلکه عامل انتقال مفاهیم و احساسات به مخاطب نیز می باشد. به نظر می رسد که آفرینش موسیقی نیز چون طراحی و نقاشی از فعالیت ها ی فطری بشر است.(استور،1383) جنین در رحم مادر به موسیقی واکنش نشان می دهد و پس از تولد نیز لالایی و ضرب آهنگ و لحن زمزمه هایی که مادران خطاب به نوزادان خود به کار می برند، برای استحکام بخشیدن به رابطه میان آنها از کلماتی که این نواسازی ها را همراهی می کنند اهمیت بیشتری دارند. دراین نوع مبادله مهمترین مولفه های زبان ، اجزایی هستند که با حالت و بیان احساسی سر و کار دارند، نه انتقال اطلاعات واقعی.

یکی از پژوهش های جدید در زمینه روانپزشکی و هنر نشان دهنده این مسئله مهم می باشد که آموزش موسیقی در سنین پیش دبستانی می تواند باعث بهبود عملکرد دانش آموز در سال های آتی در زمینه ریاضیات و مهندسی شود.این مسئله را موضوع "محدوده های تثبیت نورونی در مغز"[2] در زمینه عملکردهای مختلف از جمله زبان، هیجان، منطق، ریاضی و موسیقی توجیه نموده است.(خزایی،1381) لذا از موسیقی در سنین پایین می توان بعنوان وسیله ای برای بهبود عملکرد در زمینه های مختلف استفاده کرد و باعث بهبود عملکرد آتی فرد شد.

بکار گیری کلام و معانی مثبت و بیان اندیشه هایی با آموزه های اخلاقی همراه با موسیقی میتواند در جهت تحول بخشی شخصیت مخاطب و در شناخت هویت خویش موثر واقع شود.

موسیقی در تسهیل یادسپاری نیز موثر است و این موضوع در پژوهش بر کودکان عقب افتاده بطور عینی اثبات شده است. این کودکان هنگامی که اطلاعات با آواز به آنان داده شود بیشتر از وقتی که بصورت داستان برایشان خوانده شود، میتوانند آن اطلاعات را بخاطر آورند.

 موسیقی با بکارگیری عواطف و حواس و هیجان مخاطبین می تواند موجب مشارکت گروهی آنها شده و اجتماع گرایی را حتی در افراد درونگرا و منزوی افزایش دهد. چنانچه در آئین ها، رقص ها و جشنها بکار میرود. موسیقی همدلی و درک متقابل افراد را خصوصا هنگامی که کلمات را همراهی می کند افزایش می دهد، چرا که موجب برانگیختگی میشود و آن برانگیختگی را به گونه ای سازمان می بخشد که مشارکت گروهی را تامین میکند، هر چند گاهی در باب معنای احساسی آثار موزیکال خاص در میان مخاطبین توافق نظر وجود ندارد.

 شاید این امر به این دلیل روی می دهد که هر مخاطب با اندیشه و تفکری که از تجربیات و خاطرات دیرپای خویش کسب کرده است موسیقی و یا آوازی که آن موسیقی را همراهی می کند درک می کند، بطوری که یک اثر فردی را غمگین و یا همان اثرموجب آرامش شخصی دیگر می شود.اما در هر صورت"بخش مهمی از ادراک موسیقی به خاطر پاسخ القاء شده هیجانی آن می باشد و این خود انگیزه ای قوی را برای تداوم شنود موسیقی فراهم می کند".(نظری و سایرین،1390)

در مطالعه ای که توسط محمدعلی نظری در باب واکنش های هیجانی به دستگاه های موسیقی ایرانی انجام شد، نتایج نشان داد دستگاه های ریتمیک با خوشایندی بیشتر و انگیختگی[3] بالاتری همراه هستند. همچنین این مطالعه نشان داد با تغییر در عناصر اصلی موسیقی همانند ریتم و دستگاه می توان حالات متفاوت خلقی را القا کرد. برای مثال سرعت زمانی ضرب در گستره زمانی60-70 ضرب در هر دقیقه بسیار آرامبخش می باشد چرا که تمپو[4]ی مشابهی از ضربان قلب را منعکس می کند.سرعت بالاتر از آن باعث تنش و سرعت پایینتر از آن نیز احساسی از معلق بودن را ایجاد می کند.

مطالعه درمورد اثرات عاطفی دستگاه های[5] موسیقی ایرانی نشان داد که برخی از آنها چون ماهور در ایجاد انبساط روانی چون شادی و خوشحالی و توانایی، همایون و نوا در ایجاد آرامش و دشتی، شور و سه گاه در ایجاد گرفتگی روانی، چون غم و اندوه ، فراق و ناامیدی نقش دارند.می توان تصور کرد که موسیقی های با اصوات کوتاه و آرام و نیز استفاده خلاقانه از عوامل طبیعی مثل صدای حیوانات، جویبار و... می توانند اثرات آرام بخشی خوبی داشته باشند.

هر یک از سبک ها و سازهای موسیقایی بر سطوح خاص از ذهن ناخوآگاه تاثیر میگذارند و از این طریق موجب تغییر نگرش های عاطفی و ذهنی مخاطب شده با تاثیر بر احساسات و حالات روانی اش سلامتی جسمانی او را نیز دستخوش دگرگونی می کنند. گونه ای که مخاطب در معرض موسیقی قرار می گیرد نیز در تاثیر پذیری وی از اثر نقش دارد، اعتقاد بر این است که بذل توجه کامل به موسیقی اثرات و دوام آن را بیشتر می کند.

سن آگوستین فیلسوف مسیحی در قرن چهارم در"رساله موسیقی" نظریاتی را مطرح می کند که بر اساس آن تا وقتی موسیقی به عمق وجود تاثیر نکند صرفا اصواتی بی اهمیت خواهد بود.از طرف دیگر موسیقی و تاثیر آن به نحو گریزناپذیری وابسته به کیفیت اجرای آن است. بطورکلی آثار هنری که حاصل تاملات روشنگرانه هنرمندان در ماهیت زندگی است عمیقا دگرگون کننده اند و به مخاطب امکان میدهد تا درباره مسائل زندگی بر پایه آن چه این هنر متعهد برایش به همراه می آورد بیاندیشد. آثار هنری میتوانند آن جا که با نبوغ هنری پیوند میخورند عرصه طرح تفکر جدی پیرامون مسائل مهم زندگی انسان باشند.

از آنجا که نشاط و سلامتی در درون ماست و نگرش های عاطفی و ذهنی روی کارهای بدن انسان اثر می گذارند، محققان و روان درمانگران از این تاثیرات هماهنگ کننده موسیقیایی بهره گرفته و از مهارتهای موسیقایی در جهت بهبود کارکرد جسمی ، روانی و واکنشهای عاطفی- اجتماعی و کمک به رشد توانایی های حرکتی و ارتباطی استفاده می کنند. موسیقی به ایجاد یا تجدید روابط بین فردی کمک می کند و موجب رشد احساس ارزش شخصی در حین خودشکوفایی می گردد. موسیقی ابزار خودبیانی را فراهم کرده و احساس خودارزشمندی را تقویت می کند، همچنین پتانسیل ریتم در کسب نظم بکار می آید. (اندروز،1380)

از دید روانکاوی موسیقی تمایلات غریزی ناخودآگاه از قبیل پرخاشگری را در قالب مکانیسم دفاعی تصعید[6]به شکل متعالی و قابل قبول از نظر اجتماعی ارضاء می نماید و این موضوع می تواند فرمی از عملکرد ایده ال و مطلوب ایگو باشد.

نتایج  پژوهشی که با هدف بررسی تاثیر فعالیت های موسیقایی بر حافظه و توجه در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا انجام شد نشانگر تاثیر سازنده محرک های موسیقایی تنظیم شده بر پراکندگی ذهن و عدم توجه این بیماران بود.نظم و چهارچوب محدود ملودیک و ضرب آهنگ های مشخص ملودیک توانست ذهن بیماران را در محدوده و دامنه ای مهار شده به کار گیرد .(خلف بیگی،1385)با توجه به اینکه در موسیقی سه رکن قوی احساسی بدن یعنی شنیداری، خواندن و حرکت کردن به راحتی درگیر می شوند، موسیقی می تواند نقش مفیدی در بهبود علائمی مثل فقدان لذت و کناره گیری اجتماعی داشته باشد.

علاوه بر این در مطالعاتی که راجع به تاثیرات موسیقی بر زندگی سالمندان مقیم در موسسات انجام گرفته، یافته ها بیانگر نقش مفید موسیقی در بهبود اختلالات دوره سالمندی چون اختلالات شناختی و ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان بوده اند.

درمورد شرایط اولیه اثربخشی موسیقی بر ذهن و روان مخاطب، شنیدن  بدون اراده میتواند موثر باشد ولی اثرات آن به اندازه زمانی که تلاشی هماهنگ برای لذت بردن و تقویت این فرآیند انجام می گیرد مفید یا با دوام نخواهد بود.

موسیقی روی همه افراد تاثیر میگذارد اما اثر آن در هر فردی متفاوت است، برای دریافت اثر مثبت موسیقی مخاطب خود باید در این امر مشارکت کند، از نقاط ضعف سلامتی خودآگاه بوده و از سبک های گوناگون موسیقی با توجه به نیاز خود بهره گیرد و این امر را مورد توجه قراردهد که سلامتی همه جنبه های جسمی، عاطفی، ذهنی، روحی را در بر میگیرد و بسیاری از علائم جسمی بازتاب اختلال در حوزه های دیگر مسائل انسانی است و نگرش هر فرد مشخص می کند که چگونه در ارتباطات و موقعیتها عکس العمل نشان دهد.

آنچه در این بین در رابطه با مخاطب شایان ذکر است آن است که مخاطب با تمام خویشتن خود با همه وسواس های دیرنده و علایق گذرا به سراغ اثر هنری ،فیلم ، موسیقی و... رفته و "خود" یا "نفسی" است که از موضع نارضایی بدنبال پاسخ است و باید تحول یابد، در غیر اینصورت هیچ یک از هنرها با هر مضمون و سبک و گستردگی که ارائه شوند نمی توانند بر شخصیت مخاطب یا هنرمند آفریننده اثر تاثیرگذار واقع گردند و یا موجب تحول شوند.

 


[1] - Jean le Rond d'Alembert

[2] - منظور از محدوده تثبیت نورونی این است که پنجره های زمانی زودرس وجود دارد که ضمن آن ها مغز مدارهای اساسی برای زبان، هیجان،استدلال،ریاضیات، حرکات و موسیقی برقرار می سازد.این پنجره ها در چند ماه اول زندگی باز می شوند و ممکن است در بعضی موارد در یک سالگی بسته شوند.

[3] - شامل صفاتی است که حالات فیزیولوژیکی و شدت هیجانی (همچون تنش، آرامش، فعالیت و ضعف)را شامل می شود.

[4] - ضرباهنگ یا تمپو عنصری است که شکل ریتمیک یک ملودی را در سرعت زمانی خاص تنظیم می کند.بخش اصلی القای هیجانات منوط به سرعت اجرایی ریتم در یک قطعه موسیقایی می باشد.

[5] -دستگاه در موسیقی ایرانی، عبارت است از یک توالی از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد.موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه است.

[6] -والایش یا تصعید: این مکانیزم از اهمیت اجتماعی قابل توجهی برخوردار است و هدف اصلی شخص، با هدف فرهنگی بالاتری جابجا می شود زیرا فرد نمی تواند به خاطر ملاحظات فرهنگی و اجتماعی به خواسته اش برسد و لذا این انگیزه ی نامقبول به حالت جدید در می آید و صورت مفیدی پیدا می کند.

 

/ 3 نظر / 126 بازدید
نازنین

سلام نادیا خانم واقعا مطالب جالبیو اینجا جمع کردی .دستت درد نکنه. اما کاش منابع هم مشخص بود ایا برات این امکان هست که بتونی منابعی که در این مقاله استفاده شده رو بهم معرفی کنی؟؟ خیلی خیلی ممنونت میشم گلم منتظر جوابت هستم

مریم

سلام نادیا خانم این منابع که نوشته ای رو لطفا کامل بگو شامل نام کتاب و اسم کامل نویسنده و ناشر . ممکنه لطفا؟ (عاطفی،1376)-(استور،1383)-(نظری و سایرین،1390)-(اندروز،1380)

سحر

فوق العاده بود!!!!!!!!!!!![گل]